عيسى ولائى

30

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )

بكاهند و آن را كامل‌تر نمايند . ملّا محمد كاظم خراسانى متوفى 1329 ه ق معروف به آخوند در اين دوران كفاية الاصول را به رشته تحرير درآورد ، كه تا به امروز از كتاب‌هاى مهمّ درسى حوزه‌ها مىباشد . « 1 » حوزه‌هاى علميه امروزه از افكار بلند ميرزاى قمى و شيخ مرتضى انصارى و آخوند خراسانى و شاگردان زبردست وى همچون ميرزا حسين نائينى و شيخ ضياء الدين عراقى و شيخ محمد حسين اصفهانى معروف به كمپانى و شاگردان با واسطهء آخوند بهره برده‌اند و در نهايت اصولى بزرگ معاصر امام خمينى قدس سرّه با ديد وسيع خود و مطرح كردن نقش زمان و مكان در اجتهاد ، تحوّل جديد و عظيمى در اصول استنباط ايجاد كرده است . امام خمينى در پيام به مجمع تشخيص مصلحت نظام مىنويسد : « يكى از مسائل بسيار مهمّ در دنياى پرآشوب كنونى نقش زمان و مكان در اجتهاد و نوع تصميم‌گيرىهاست . » « 2 » همان گونه كه در پيام خود خطاب به مراجع اسلام و روحانيون سراسر كشور مىفرمايد : زمان و مكان دو عنصر تعيين‌كننده در اجتهادند . مسأله‌اى را كه در قديم داراى حكمى بوده است ، به ظاهر همان مسئله در رابطه حاكم بر سياست و اجتهاد و اقتصاد يك نظام ممكن است حكم جديدى پيدا كند . بدان معنى كه با شناخت دقيق روابط اقتصادى و اجتماعى و سياسى همان موضوع اوّل كه از نظر ظاهر با قديم فرق نكرده است ، موضوع جديدى شده است كه قهرا حكم جديدى را مىطلبد . . . و در ادامه مىافزايد : « چه‌بسا شيوه‌هاى رايج ادارهء امور مردم در سال‌هاى آينده تغيير كند ، و جوامع بشرى براى حلّ مشكلات خود به مسائل جديد اسلام نياز پيدا كنند . علماى بزرگوار اسلام از هم‌اكنون بايد براى اين موضوع فكرى كنند . » « 3 » اخبارىگرى و علّت پيدايش آن علماى اماميه دو راه حل براى دسترسى به احكام شرعى برگزيدند و به اصطلاح به دو طبقهء عالم اصولى و دانشمند اخبارى تقسيم شدند . علمايى كه در احكام متوسّل به اجتهاد و استنباط مىشدند ، اصولى نام گرفتند و آنهايى كه براى حلّ مشكل فقط به روايات متوسّل مىشدند و در مقام تعارض نيز احتياط مىكردند ، اخبارى نام گرفتند . 1 . روش اصولى : اصوليين با مراجعه به ادلهء چهارگانه ( كتاب ، سنّت ، اجماع و عقل ) استنباط احكام مىكنند . يعنى اكثر فقهاى شيعه در استنباط احكام شرعى ابتدا به كتاب الهى رجوع مىكنند ، اگر حكم مورد نظر را نيافتند ، به روايات معتبره رجوع و در صورت نيافتن آيه و روايت به عقل مراجعه و به تناسب حكم به برائت يا احتياط يا تخيير و يا استصحاب مىكنند ( به عقيدهء كسانى كه حجيّت استصحاب را از باب عقل مىدانند . ) و امّا اجماع ، اگر اجماع را به‌دليل كاشفيت از رأى معصوم

--> ( 1 ) . فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 13 . ( 2 ) . صحيفهء نور ، ج 21 . ص 61 ، 98 و 100 . ( 3 ) . مأخذ پيشين .